با هیچ "بارانی " رد پایت از کوچه های قلبم ، پاک نمی شود ...
زن بـودن مثل قـقـنوس بـودن است ! هی آتش می گیری و باز ناامید نمی شوی و از خاکسترت ، زن متولد می شود !!! زن قداست دارد ... بـرای بـا او بـودن بـایـد مــرد بـود ! نـه نــر .... ! نفس تازه کن بـانــو . روزت مبارک عزیزم .
پیوست ۱ : پیوست ۲ : پیوست ۳ : باران ! زمانی زیباست که تــ ــو باشـی ، مـــ ــن باشــم ، با یک عالمه کــوچههای پاییزی ! وقتــی نیستـی می خــواهم چکار؟! باران ببارد یا بهتر است بگویم؛ آسمان روی زخمم نمک بپاشـــد . . . ! باران که میبارد باید آغوشی باشد پنجرهی نیمه بازی ، موسیقی باران، بـوی خاک … سرمای هـوا گرهی کـور دستها و پـاها ، گرمای عـریان عـاشقی صدای تپش قـلبها ، خواب هشیار عصرانه باران که میبارد باید کسی باشد علی زیبایی هر سرنوشت است اگر الگو شود ، عالم بهشت است عـلی زیـبـاتـریــن نام جهان است علی ذکر لب صاحب زمان است عید غدیر ، عید ولایت ، مبارک پیوست 1 : هر عید تو را غرق صفا می خواهم ،هر روز تو را کامروا می خواهم ، از بهر هر که تو را دارد دوست ،آرامش خاطر از خدا می خواهم پیوست 2 : خدایا ، دلمان را در جویبار رحمتت چنان شستشو کن که هر کجا نفرت باشد ،دوستی ، هر کجا یاس باشد ، امید، هر کجا زخم باشد ،درمان جای گیرد پیوست 3 : دوستدار همگی شما باران پشت هر کوه بلند، سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست دگر غصه چرا ؟؟؟ آرزو دارم ، خورشید رهایت نکند غم صدایت نکند ، ظلمت شام سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که تنش در تن توست حضرت دوست جدایت نکند ... پیوست ۱ : پیوست 2 : امام باقر می فرمایند :هر کسی را دوست دارید ، گاه و بیگاه به او یاد آوری کنید و این یک یادآوریست . در آرزوهایت مرا جا کن ، چون من در زیباترین دعاهایم تو را یاد خواهم کرد ... پیوست 3 : دوستدار همگی شما باران . آبی باش ... مثل آسمان ... تا عمری به هوای تو "سر به هوا باشم " پیوست 1 : عید مبعث بر همه ی شما عزیزان مبارک باشه .دوستای گلم من یه مدت خیلی طولانی نیستم و حتی نمی تونم به وبلاگم سر بزنم .برای همگی شما آرزوی روزای خوب ، همراه با شادی و سلامتی دارم .برام دعا کنید که تصمیمات مهمی رو در پیش رو دارم .منم همیشه توی دعاهام به یاد شما عزیزان هستم .دلم برای اینجا و همه ی دوستای گلم توی این دنیای مجازی تنگ میشه .نمیگم خداحافظ ،پس به امید دیدار ... پیوست 2 : نگرانم براي روزهايي که مي آيند تا از تو تاوان بگيرند ، نگرانم براي پشيماني ات زماني که هيچ سودي ندارد . روزگاري درد کشيدنت برايم عذاب آور بود...... اما روزها خواهند گذشت...و تو آري تو ،آنچه را به من بخشيدي از دست ديگري باز پس خواهي گرفت . اسم تو صورت تو و ياد تو تنها يک چيز را بخاطر من مي آورد===> دروغ را <=== تو يک دوست را از دست دادي و من دشمنم را شناختم پیوست 3 : دوستدار همگی شما ، باران . بعدا نوشت : با اجازه از عمه بارونم ،این قسمت رو اضافه کردم امروز ..... روز پدره ..... امسال هم رسید و تو خیلی وقته که نیستی ..... خیلی وقته که ندارمت ..... خیلی وقته که هیچ کی نتونسته جای خالی ت رو پر کنه ..... خیلی وقته که دلم واسه صدات تنگ شده ..... خیلی وقته که تو اونجایی و هوای منو نداری ..... صدامو می شنوی ؟ گوش می کنی چی میگم ؟ حواست به من هست ؟؟؟ یه کمی هم هوای منو داشته باش ..... پیوست 1 : گویند حریم کعبه در داشته است ،از 13 رجب خبر داشته است ،از شدت اشتیاق دیدار علی ،دیوار حرم شکاف برداشته است ،فدای قدمش و عیدتان مبارک . پیوست 2 : دست من کوتاه از دیدار توست ، قلب من اما همیشه یاد توست .روز پدر رو به همه ی پدران گل تبریک میگم .چه اونا که هستن و چه اونایی که روی در خاک کشیدند .پدر روزت مبارک و روحت شاد . پیوست 3 : دوستدار همگی شما باران . شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت خدا گفت : دیگر تمام شد دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد آسمان برایش تنگ است ( یکی از پست های وبلاگ قبلیم ) پیوست ۱ : امروز باز پنجره های ملکوت به بهانه ای دیگر گشوده می شود و عاشقانه می سراید ،کجایید بندگانم ؟؟؟ چه خدای عاشقی که گناه می خرد و بهشت می فروشد و ناز بنده می کشد ... پیوست ۲ : امشب شب آرزوهاست و من امیدوارم که تموم دوست جونای عزیزم به آرزوهاشون برسن و چه خوبه که توی همچین شبایی همگی برای هم دعا کنیم . من همین جا از خدای مهربونم می خوام که خطاهای من رو ببخشه و بهم فرصت جبران بده و هیچ وقت منو تنها نذاره .( خدای مهربونم دوستت دارم باتک تک سلول هام ) پیوست ۳ : دوستدار همگی شما " باران " سلام دوستای عزیز و دوست داشتنی تو این پست می خوام یه گپ خودمونی با شما داشته باشم اکثر عزیزانی که میان اینجا نظر میزارن ،منو می شناسن اما برای اون دسته از دوستای گلی که میان اینجا و هیچ آشنایی ندارن یه توضیح مختصر میدم . پنج سال پیش من با دنیای اینترنت آشنا شدم و یه دوستی رو پیدا کردم که از طریق چت باهاش حرف می زدم .این دوست عزیز به من وبلاگ نویسی رو یاد داد و قرار شد که یه وبلاگ دونفره داشته باشیم . اسمش رو گذاشتیم بوی باران ،که خیلی این اسم رو دوست داشتم و خوش حال بودم که جایی رو دارم که می تونم هر چی دلم می خواد بنویسم و با وبلاگای زیادی آشنا بشم و چیزای زیادی یاد بگیرم .اما به خاطر اختلاف سلیقه هایی که پیدا کردیم اون وبلاگ تعطیل شد و بعدها حذف شد . بعد یه مدت کوتاه من تصمیم گرفتم که یه وبلاگ با یه آدرس جدید برای خودم بسازم و چون متولد اردیبهشت هستم ،اسم بانوی اردیبهشت رو انتخاب کردم و عنوان وبلاگم رو گذاشتم بوی باران .از طریق اون وبلاگم دوستای خوبی پیدا کرده بودم که بعدها خیلی هاشون رو توی جلسه نقد وبلاگ ها دیدم .(واقعا برام جالب بود که نویسنده وبلاگ های مختلف رو می دیدم و با اون چیزی که توی ذهنم تصور کرده بودم مقایسه می کردم ) .به یه دلیل شخصی اون وبلاگ رو تعطیل کردم اما حذفش نکردم تا هر وقت که خواستم دوباره برگردم و شروع به نوشتن کنم . ولی متوجه شدم که اون وبلاگ با اون همه پست و خاطرات و لینک هام هک شده و هر کاری هم کردم که دوباره اون وبلاگ رو داشته باشم ،نشد که نشد .تا اینکه اول خرداد باز هم به یه دلیل شخصی تصمیم گرفتم که وبلاگی رو شبیه به اسم وبلاگ قبلیم بسازم و بانوی اردیبهشتی که الان روبروتونه متولد شد . بر خلاف وبلاگ قبیلم که فقط شعر و دکلمه می نوشتم ،اینجا تصمیم دارم که خاطره نویسی و روزمره ها رو هم به مطالبم اضافه کنم . امیدوارم که منو همراهی کنید و اینکه دوستای خوبی برای تنهایی ها ، شادی و غم های هم باشیم . یه هفته ای میشه که تردمیل من خراب شده و این برای من که عادت کرده بودم هر روز یه ساعت رو توی خونه پیاده روی کنم ،خیلی ناراحت کننده بود و هست .برای همین تصمیم گرفتم که یه ساعت رو برم توی هر پارکی که مناسب تره پیاده روی کنم . پنج شنبه هفته پیش یکی از دوستام گفت :یه پارک بزرگ افتتاح شده ،اگه دوست داری بیا بریم هم پیاده روی می کنیم هم این پارک بزرگ رو میبینیم .خلاصه جاتون خالی ،باهم رفتیم و خیلی خوش گذشت .یه پیاده روی باحال و جون دار کردیم .با اینکه مسیرش از خونه ی ما خیلی دوره ، ولی من انقدر از باند مخصوص پیاده رویش خوشم اومده که تا حالا چهار شب برای پیاده روی رفتم اونجا . مشخصات این پارک و میگم تا هر که دوست داره بره و خودش ببینه .این پارک که بزرگترین پارک خاور میانه هست رو آقای قالیباف احداث کردن ، اسمش هم بوستان ولایت هست .تقریبا انتهای اتوبان نواب قرار گرفته .فعلا فاز یکش راه اندازی شده .دور تا دور پارک چند تا باند قرار گرفته ،یکی باند پیاده روی ،یکی برای دوچرخه سواری و قسمت بعدی هم برای وسایل نقلیه .به قدری این پارک بزرگه که توش همه چی پیدا میشه از قلعه شادی تا موزه و غرفه های مختلف ورزشی و رستوران و چایخانه سنتی .در ضمن صدا و سیما هم هر شب اونجا برنامه داشته تا الان .حالا تا کی ادامه داره نمی دونم . کاش فقط این پارک وسط شهر قرار داشت نه پایین شهر .یکی از برنامه هام برای تابستون اینه که دوچرخه بخرم و هفته ای چند بار برم این پارک دوچرخه سواری و پیاده روی . پیوست ۱ : روی سخنم با نظر دهنده ای هست که با اسم چند نقطه برام نظر میزاره ،دلیل مخالفت شما با وبلاگ نویسیه من چیه که توی قسمت نظرات حرف نامربوط می نویسی یا تهدید به هک می کنی ؟؟؟ پیوست ۲ : گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم ، حالا یک بار از شهر می رویم یک بار از دیار یک بار از یاد یک بار از دل و یک بار از دست ... پیوست ۳ : دوستدار همیشگی شما باران .
سلام این اولین سلامه امیدوارم سلامی باشه که هیچ خداحافظی براش تعریف نشده باشه پس سلام به تو ،سلام به او وسلام به همه ی دوستای عزیزی که مرا می خوانند
پیوست ۱: امروز روز سپاس گذاری از خداوند است زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن تا با تمام وجود به او بگوییم ... پیوست ۲ : پیوست ۳ :
ادامه مطلب

.من عارفه هستم .دختر برادر باران .تازه کنکور دادم و هنوز دو تا کنکور دیگه باید بدم .تا وقتی عمه ام نیست ،من نظرات اینجا رو تایید می کنم .برام دعا کنید که توی کنکور موفق بشم .برای عمه بارون هم دعا کنید تا دوباره با سلامت کامل برگرده و وبلاگش رو به روز کنه
.شب و روزتون قشنگ ![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Melody |



